فرازی از کتاب " هیستری"  نوشته دکتر رجایی :

" آیا علت ایجاد علائم هیستریک صرفا تلقین است؟ "

ساده ترین پاسخی که کادر درمانی و گاهی افراد درگیر تعاملات بیمار ممکن است به زبان آورند "آری"است.

البته این پاسخ ساده به هیچ عنوان غلط نیست و اگر از یک استاد کهنسال پژوهشگر در زمینه هیستری هم

خواسته شود که بدون ضیق وقت ودر یک کلمه علت ابتلا هر بیمار هیستریکی را به علائمش توضیح دهد به

احتمال زیاد پاسخ خواهد داد : " تلقین پذیری ! ".

این را هم باید دانست که بسیاری از آدمها ی ( واقعا" یا ظاهرا") بدون علائم عصبی روانی که نیازی به

مراجعه به سرویس های بهداشت روانی را در خود احساس نمی کنند بسیاری از علائم افسردگی واضطرابی

(از قبیل حمله های پانیک ) را نیز با همین چوب تلقین می دانند و همانند تعدادی از پرسنل درمانی می گویند :

" چیزی نیست فقط تلقین است ! "

به واکنش سازش پذیر و غیر   Suggestibility اول باید دید تلقین پذیری چه معنایی دارد؟ تلقین پذیری

انتقادی (منفعلانه) در قبال یک عقیده یا نفوذ یک عامل گفته می شود. به عنوان مثال هیپنوتیزم (خوابواره)

تغییر القایی هوشیاری به طریق مصنوعی است که با افزایش تلقین پذیری مشخص می شود .

اگر به این تعریف دقت کنیم می توانیم اذعان بداریم که نقش تلقین در ایجاد , شروع و تشدید علائم هیستریک,

بسیار مهم و اساسی است و قطعا" وقتی ایجاد گروهی از علائم با تلقین بوده است چنانچه در بخش های بعدی

خواهیم دید در درمان آنها نیز می توان از تلقینی معکوس سود جست.

اما چرا تلقین؟ و چرا فقط در عده ای تلقین ؟ یعنی چرا فقط عده ای باید در واکنش به بحرانها و تعارضات

بدون مقاومت تسلیم شوند؟  زندگی در مقابل عقیده ابتلا به یک بیماری وخیم ونفوذ عامل اجرا نقش بیمار

پاسخ به این سوال بحث های گسترده سبب شناسی هیستری را باز خواهد کرد.

ذکر نمونه ای در این مورد کمک کننده است :

" زن جوانی که هر بار در مقابل حملات خشونت و همسر آزاری شوهرش راه دیگری به ذهنش خطور

نکرده استین بار نیز احتمال می دهد که جروبحث جاریشان به پرخاش شدید شوهر خواهد انجامید بنابراین

به محض اینکه مثل همیشه صدای شوهرش لحن پرخاشجویانه ای به خود می گیرد دست خود را به آرامی به

سرش می برد , چشمانش می لغزد و به همان آرامی نقش بر زمین می شود ."

این درست است که در لحظات افتادن و قبل از آن , این فکر از سر او گذشته است که حالش در حال خراب

شدن است و لحظاتی بعد خواهد افتاد . ترس و استیصال وی موقع پیش بینی حمله شوهرش او را تلقین

پذیرتر در مقابل فکری می کند که نفوذ آن فکر و اجرای حمله افتادن,موقتا" بحران فعلی را خاموش

می سازد . اما در سرشت, گذشته (خصوصا دوران کودکی) و در مغز یا روان (جسم و روح) وی چه

استعداد خاصی وجود دارد که او متفاوت از افراد دیگر با اوج گیری این اختلاف زناشویی ,سناریوی

.هیستری را از خود بروز می دهد


Free Web Hosting